تبليغاتX
مسافر غریب
یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 ساعت 16:28
 ویادت هست در یک عصرپاییزی چه ها کردی؟

مراتنهای تنها با دلی غمگین  رها کردی؟

گذشتی نرم  نرمک ازنگاهی مانده در باران

توباچشمان سرگردان چرا اینگونه تا کردی؟

تمام شعرهایم رابرایت یک به یک خواندم

بگو دیوان شعرم راچرا ماتم سرا کردی ؟

وگفتی زیر لب رفتم بمان با درد تنهایی

ندانستی غمی شیرین برایم دست وپا کردی؟

همین امشب دلم میمیرد از احساس تنهایی...

چه می داند کسی شاید به مرگم ا عتنا کردی

نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع: شخصي 
سه شنبه نوزدهم آبان 1388 ساعت 15:18
آقای کیارستمی عزیز! در این روز های حساس و سرنوشت ساز چه بخواهی چه نخواهی، چه درست چه نادرست، تنها معیار شرف و عزت و افتخار، همراهی با مردم و همراهی نکردن با مخالفان مردم است. شما با حرف هایت، ما را از اعتراض کردن در جشنواره ها و پیوستن به مردم وفیلمسازی درباره مشکلات اجتماعی و سیاسی نهی کرده ای. مردم سکوت هنرمندان را فراموش نخواهند کرد. مردم بهترین داوران تاریخ اند.

بهمن قبادی – هفت نوامبر دو هزار و نه

منبع:سايتك


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع: سياسي 
دوشنبه هجدهم آبان 1388 ساعت 9:50
خوشبخت کسی است که راه قدر دانی از خدمت دیگران را بلد است و شادی دیگران را به قدر شادی خود حس می کند
نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع: شخصي 
یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 17:42

دلم براي کسي تنگ است
که چشمهاي قشنگش را
به عمق آبي دريا مي دوخت
و شعر هاي قشنگي چون پرواز پرنده ها مي خواند
دلم براي کسي تنگ است
كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد
و پري دلم را با وجود خود خالي
دلم براي کسي تنگ است
کسي که بي من ماند
کسي که با من نيست
دلم براي کسي تنگ است
که بيايد
و به هر رفتني پايان دهد
دلم براي کسي تنگ است
که آمد
رفت
.... و پايان داد
کسي که من هميشه دلم برايش تنگ مي شود
....كسي كه دوستش دارم ....
عاشقانــــــه هميشـــــــه تا ابد تاخود خداونـــــد!
د..لم براي تو تنگ است...


نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع: شخصي 
شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت 16:38
 بی تو غريبترينم

 بی تو تنهاترينم

ديشب با جاده حرفها زدم...

جاده ای که بين ما فاصله انداخت! جاده ای که تو را از من گرفت! يا مرا از تو!! نميدانم

اما...کاش هيچگاه مرا به خود نخوانده بود

کاش ميگذاشت،چون کودکی در آغوش گرمت بياسايم

کاش مرا با غربت آشنا نکرده بود

کاش طعم جدايی از تو را هيچگاه نميچشيدم

کاش مرا باز گردانند...کاش صدای التماسم را بشنود

کاش بی قراريم را ببيند...کاش کمی مهربان تر شود

عزیز من! امشب تو را آرزو دارم

امشب هوای پاک تو را برای نفس کشيدن کم دارم

امشب نوای دلپذير آوای تو را ميخوانم امشب...بی تو بودن را با تمام وجود احساس ميکنم

امشب با قاصدک خيال همراه ميشوم...شايد مرا به تو رساند

امشب نفسهايم...حرفهايم...اشکهايم...عشقم...و همه وجودم برای توست

برای تو،که عزيزترينی

برای تو مهربانم

ببخش که همه دلتنگيست

که جز دلتنگی برايت چيزی ندارم

بپذير از اين سفرکرده

که جز تو آرزويی ندارد

نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع: شخصي 
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ساعت 15:22
 
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع: سياسي 
دوشنبه یازدهم آبان 1388 ساعت 15:24
می خورد دیوار ها دیوار ها روح مرا


می جود زنجیر ها دستان مجروح مرا


خواب می بینم که توفان سیاهی می برد


خصم عاصی را نه، آری، عصمت نوح مرا


خواب می بینم که درخون ها رها شان کرده اند


آخرین قصّاب آهو های مذبوح مرا


خواب می بینم که دفتر های شعرم مرده اند


می برد مرداب ماتم های مشروح مرا


می پرم از خواب، در بسته است دورم تیرگی است


می خورد دیوار ها دیوار ها روح مرا

منبع: وبلاگ مرواريد باقري

نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع: ادبی 
شنبه دوم آبان 1388 ساعت 17:37
گاندی : ابتدا شما را نادیده می گیرند ، بعد به شما می خندند ، بعد با شما مبارزه می کنند ، آنگاه شما پیروز خواهید شد !
نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع: سياسي