تبليغاتX
مسافر غریب
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 ساعت 19:36

اسماعیل خان (صولت الدوله قشقایی) فرزند داراب خان  ایل بیگی  ایل قشقایی فرزند مصطفی قلی خان ایلخانی فرزند جانی خان قشقایی ، متولد 1

252 هجری شمسی .1293 قمری در سن 17 سالگی وارد خدمات دولتی شد .

همسرش خدیجه بی بی دختر  عبد الله بیگ کشکولی  بود .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع:  
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 ساعت 23:52

شاید خاطری نرنجد و شاید کسی نفهمد و هیچ وقت نداند  که از کجا آمده و برای چه آمده و به کجا می رود و در طول زندگی خویش از زندگی چه خواسته است و بر روی این کره خاکی فقط موجودی زنده بوده است .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع:  
جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 ساعت 20:27

چند روز است کسی پشت پناهِ من و  توست

 

عاشق  سادگی  حرف  و   نگاهِ من و توست

 

باز گفتی که غم از جانب عشق است  ای    دوست

 

غربت  و  درد  از  بخت  سیاهِ من و  توست

 

و  تو  ای  دوست  بدان   بعد  خداحافظیت

 

دست خونریز اجل چشم به راهِ من و توست

نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 ساعت 23:38

زندگي را باوركن همان گونه كه هست با همه رنجهايش با همه دردهايش با همه شاديهايش و غم هايش با همه سختي هايش و پيروزي هايش با همه دلفريبي هايش با همه شكستها و پيروزي هايش با همه خاطرات تلخي و شيريني هايش و زندگي را دوست بدار و به سرنوشت ارزش ده .

در تمام زندگي اميدوار باش و هرروز را با ايمان به خداوند و فردايي بهتر به شب برسان . اينگونه باش تا زندگي برايت سهل تر و زيباتر باشد و يقين داشته باش كه از ديد خداوند پنهان نخواهي ماند .

نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه دهم فروردین 1385 ساعت 8:30
حرف نگفته است يه دنيا شعرو شادي تو خنده هات نهفته است

من از تو ميخونم بمون تا بمونم

که با تو بهارم که بي تو خزونم

 

نان را هوا را روشني را بهار را از من بگير

اما خنده ات را هرگز... تا چشم از دنيا نبندم

نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع:  
جمعه چهارم فروردین 1385 ساعت 18:8

از غروب ایل می نویسم  از غم ها و شادی های افراد ایل می نویسم از دوری راه و بار گران می نویسم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مسافر | لينک ثابت | موضوع: