توی آسمون دنیا هر کی یه ستاره داره
چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره؟
واسه من تنهایی درده درده هیچ کسو نداشتن
هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن
دیگه باور کردم اینو که باید تنها بمونم
و تا لحظه مرگم شعر تنهایی بخونم
وقتي از راه برسي
بودنت را زير نگاه احساسم لمس خواهم کرد
صدايت را چه آشنا میبینم و از ديدنت دلم شور و حال عجيبي پیدا میکند
وقتي که بيائي چشم و دلم را فرش راهت مي کنم
از زندان تن رها ميشوم و دل به غوغاي شکفتن تو مي سپارم
وقتي که بيائي باران نگاهم بر تو خواهد بارید و
نسیم صبحگاهی با ترنم آواز قدمهایت جفت میشود
و درخانه ام عطر وجودت می پیچد ، آنگاه چه حس ِ گرمی خواهد بود
مرا از سرمای وجودم میرهاند و گرم میشوم
فقط وقتی از راه برسی برایت باران میشوم
همان بارانی که وقتی از آسمان میبارید
چشمان من نیز بی بهانه آغاز میکرد
بی واهمه از چشمانی که برمن می تابیدند و رد میشدند
من باران می شوم و تو زیباترین بهار من می شوی
و برای همیشه در کنار من می مانی
لحظه ها را چون مسافر باتو مي مانم
لحظه هاي عمر را تا آخر باتو مي مانم
توا زمن گريزان اما چه حاصل
منم كه تادم آخر باتو مي مانم
تو كه ديوانه كردن شد خيالت
منم كه ديوانه وار با تو مي مانم
تو كه عاشق شدي بر مال دنيا
منِ بي بضاعت حاتم وارباتو مي مانم
تو كه لحظه ها را از من گرفتي
منم كه ثانيه هاي انتظار با تو مي مانم
تو نخواستي كه من باشم كنارت
يك عمر مجنون وار با تو مي مانم
تو كه بر من جفا كردي هميشه
منم كه يك عمر وفادار با تو مي مانم
اگر عاشق شدي از من بريدي
بيا كه روزهاي دشوار با تو مي مانم
اگر رفتي كه دل عاشق نباشد
منم كه تا قيامت هوادار با تو مي مانم
چه راحت دل بريدي و گذشتي
تو رفتي و اميدوار با تو مي مانم
تو كه با رفتنت سوزاندي دل را
با دل سوخته و خاكسار با تو مي مانم
تو را با دل چه سودايي بود آخر
من گم گشته يوسف وار با تو مي مانم
پی نوشت: شعر فوق را خرداد۱۳۸۲ سرودم هرنوع کپی برداری از شعر فوق بدون اجازه و بدون ذکر نام وبلاگ مسافر ممنوع می باشد و پیگرد قانونی دارد.
من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني،
در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.
من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي
عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي
کوچک، برايش يک خاطره باشد.
او بايد از نگاه تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن
دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است.
اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد
از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد.
همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛
ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از
من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز
مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي...
يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود.
روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين
من و تو،...
آنهایی که با مکیدن خون یک مشت آدم بیچاره سفره شان رنگین می شود،
آنهایی که خانه شان را روی خرابه های دل بیوه زنها و یتیم ها بنا می کنند
انسان نیستند و هیچ چیز ندارند.

در آستانه كوچه زندگي ، دفتر تقديرم را نظاره مي كنم
كه دستان قدرتمند سرنوشت آن را ورق مي زند
و نوشته هايش را قلم قسمت تغيير مي دهد
آرزوي اين را داشتم كه روزی بتوانم بوته سرنوشت را
از ريشه بخشكانم
تا هيچ وقت نتواند دفترم را با دستان بي مهرش ورق زند
و آنان را كه دوستشان دارم هيچ گاه با تكرار واژه
قسمت از من نگيرد
صداي غربت من را ز احساسم تو مي خواني
شدم از درد و تنهايي گلي پژمرده و غمگين
ببار اي ابر پاييزي كه دردم را تو مي داني
ميان دوزخ عشقت پريشان و گرفتارم
چرا اي مركب عشقم چنين آهسته مي راني
تپش هاي دل خستم چه بي تاب و هراسانند
به من آخر بگو اي دل چرا امشب پريشاني
دلم درياي خون است و پر از امواج بي ساحل
درون سينه ام آري تو آن موج هراساني
همواره قلب بيمارم به ياد تو شود روشن
چه فرقي مي كند اما تو كه اين را نمي داني
پی نوشت : دوستان عزیز جهت مشاهده فروشگاه وب سایت به پایین صفحه مراجعه فرمائید و با کلیک کردن بر روی تبلیغات مربوطه شاید چیزی که دنبالش می گردین اینجا بتونین پیداش کنین.همه چیز از همه جا .
چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت
دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو قلبت هدیه
داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی
حس کنی که هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی
که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما
وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها
تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که
هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار
بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی
گل من باغچه نو مبارک
براي آخرين سفر چه دل شكسته ميروي
چقدرگريه ميچكد ز كوله بار چشم تو
و من چه پير ميشوم در انتظار چشم تو
نگاه خيس پنجره ميان كوچه وا شده
دچار بغض بدرقه، اسير دردها شده
سكوت كوچه عاشق ترنّم عبور تو
و من هميشه تشنه نگاه پر غرورتو
فقط تويي كه ميشوي پس از خدا، خداي من
و عشق ضجّه ميزند ميان گريههاي من
گره بزن تن مرا به تار و پود اين سفر
و يا دل مرا ز من بگير و با خودت ببر
پس از تو قلب عاشقم سياه و سنگ ميشود
دلم براي چشم تو چقدر تنگ ميشود
اميد و آرزوي من به چشمهاي تو قسم
نرو...بمان...كه با تو من به عاشقانه ميرسم
روش حذف ویروس : شما ابتدا ویروس کش را اجرا می کنید که سبب لوگ اف شدن ویندوز می شود بعد از اجرای مجدد ویندوز دیگر ویروس فولدر غیر فعال شده است حال شما باید فولدر های ویروسی را پاک کنید برای این کار باید New Folder.exe را در ویندوز سرچ کرده و تمام آنها را پاک کنید. به همین راحتی ... !!
موفق باشید.
مسافر غریب من جاده زندگیت کجاست
بگو که مقصد دلت تو خونه فرشته هاست
چه قصه ها گفتی برام از روزگار نالوتی
گفتی دیگه خسته شدم از عشقهای دروغکی
سفر یه جور شکایت به خنده های دیگران
چقدر دلم خسته اس کنار من بمون !
حرفهای من هنوز ناتمام تا نگاه می کنم وقت رفتن است
باز هم همون حکایت همیشگی
پیش از اونکه با خبر بشم لحظه عظیمت تو ناگزیر میشه
تو کوله بار خستگی که پر شده از خاطره
یه قلبی هست که می شکنه
بهت میگه یه حس کور که از این بیچاره دل بکن
دیو فریب سرنوشت می خواهد تو رو جدا کنه
یکی میگه کاشکی نره منم میگم خدا کنه خدا کنه خدا کنه

